
می شود بارنگِ چشمت شعرساختدر کتابی از غزل ها راه یافت با کمک از دست هایت نازنینقلبِ دریا را به هر چوبی شکافت می شود از آخرین شب گریه هاسویِ منصورانِ بی پروا شتافت تا عسل بارانِ آزادی رسیدکهکشانی را سراسر اسب تاخت می شود اهریمنی بی رحم رادرهوایِ با تو بودن برنتافت درنگاهت مرگِ استبداد رادید و درپایانِ این بازی نباخت می شود با تو اگر یاری کنیعمر در غم رفته را هم بازیافت ...
ادامه مطلب