
«آبی دریاقدغن شوق تماشا قدغن»شهیارقنبری رفتَنِ تا ما قدغن،عطرِغزل ها قدغنازسرِآواره شدن،تا تَهِ دنیا قدغن توهمه آوازِ منی،نغمه و آوا قدغنشورِ منی شعرِ منی،این همه یکجا قدغن من که نشدتاکه تورا ...،بوسه ی بیجا قدغندرشبِ تاریک شدن،غرغر و غوغا قدغن شاعری و ضجه زدن،درتبِ فردا قدغنمن پُرِ از شوقِ توام، حیف تماشا قدغن در تَهِ حوضی که نشد، دل بکنم با قدغنمن چه کنم بی تو اگر، میلِ به دریا قدغن عاشقِ باران شدنی، آن چه دراینجا قدغنتشنه ی بارانِ توام، درهمه جا تا قدغن ای پُرِ پروانه شدن، پیله ی زیبا قدغنخیس شدن، تازه شدن، درتَبِ صحرا قدغن...
ادامه مطلب