دربمبُ بمباران، بازخم خندیدن
درترس فهمیدن، ازخاک ازکسرا
ازخویش دررفتن، دزدانه رقصیدن
از عشق ترسیدن، باشیخ باصنعا
درمرد گم گشتن، از زن نفهمیدن
ازلفظ رنجیدن، بی پرسه درمعنا
افسردگی کردن، در جشن در رویا
هروعده لرزیدن، نوروز، یا یلدا
یک عمر بیهوده، همراه با ما بود
ترس از رکب خوردن، از گبر از ترسا
باری برایِ ما، یک عمرحسرت بود
آدم شدن اینجا، بی سیب بی حوا
تندیس آزادی، محراب خوبی ها
برخیز لمسم کن، بی شرم بی پروا
بانوی من بی تو، سودی نخواهد داشت
آتش پرستیدن، بامهر با مزدا
برخیز غوغا کن، بارقص با بوسه
بی ترس از آتش، از زهد از تقوا
امیرپویارشیدی 1394/2/17
برچسب: بانوی من,بانوی من محسن چاوشی,بانوی من ستار,بانوي من,بانوی من چاوشی,بانوي من رضا يزداني,بانوی من نزار قبانی,بانوی من یزدانی,بانوی من باش,بانوی من رضا یزدانی متن,
نویسنده: مبین حبیبی