خرید بک لینک

بی تو با هرچه بود خو کردم
آنقدر فکرِ آبرو کردم

خسته با چشمِ خیس خوابیدم
باهمین اشک ها وضو کردم

من تورا ای بلورِ آزادی
درهمین برکه جستجوکردم

من تورا با خودم نمی فهمم
خب تورا از تو پرس و جو کردم

خب بگودرکجایِ من هستی
من خودم را که زیر و رو کردم

تاهمین آخرین پک از سیگار
تا تو را سخت آرزو کردم

درقطاری که آخرِ خط بود
تا تورا با تو رو به رو کردم

من خودم را نگفته خندیدم
از تو با هرکه گفتگو کردم

شک ندارم که با منی اما
خب کمی حرف را اتو کردم

گفتم اینجا تو شعر می خوانی
با هزاران «اگر» که رو کردم

پاسبان با تو آشنا می شد؟؟
خب نمی شد که پشت و رو کردم

دادگاهی نبود از اول
هرکجا هرچه پرس و جو کردم

امیرپویارشیدی 1395/9/4

برچسب: آزادی,آزادی های یواشکی,آزادی بیان, نویسنده: مبین حبیبی تاريخ: يکشنبه 28 آذر 1395 ساعت: 6:45

صفحه بندی