خرید بک لینک

کنجِ لبهایِ تو گم کرده دلم را دهنم
کاشکی در شبِ چشمانِ تو پیکی بزنم

خب نشد تاکه فراموش کنم زود تورا
عطرِ موهایِ تو آمیخته با پیرهنم

زیرِ باران ننشستم که نشورد اثراز
آنچه از دستِ تو جامانده به رویِ بدنم

بیخودی خسته و بی حوصله ام کرده همین
که نشد از هوسِ عاشقی ات دل بکنم

شعله ی عشقِ تو درجانِ من آتش زده است
همچنان آتشِ شمشیرِ عرب در وطنم

در پریشانیِ این شهرِ پراز آهن و دود
آن که تا آخرِ عمرش به تو دلبسته منم

آرزو می کنم آن لحظه که باید بروم
بدهی روسری ات را بُکنندَش کفنم

امیرپویارشیدی 1394/1/25

برچسب: آرزو,آرزوهای بزرگ,آرزو چت, نویسنده: مبین حبیبی تاريخ: يکشنبه 28 آذر 1395 ساعت: 6:45

صفحه بندی