هُرمِ نزدیک شدن تاتومرا می خواند
من زمستانم و از کاپشنت می ترسم
تاسحرآمَدنت هرشبِ این تنهایی
ازهوایی شدنِ پیرهنت می ترسم
تا تواز محوِتماشاشدنم می ترسی
خب من ازلحظه ی زیباشدنت می ترسم
آنقدرنه که به من گفتی و تب می کردم
به خدا ازحرکاتِ دهنت می ترسم
سالها، رفته هنوزم منِ بی حوصله بد
ازهمین پاسخِ دندان شکنت می ترسم
ازهمه، هرچه که من را به تو می آلاید
ازخطوطی که مرا ... دربدنت می ترسم
امیرپویارشیدی 1394/2/8
برچسب: بی حوصله,بی حوصله به انگلیسی,بی حوصله ام,
نویسنده: مبین حبیبی