خرید بک لینک
اندوه مرگ هموطنانمان در حادثه آنش سوزی ساختمان پلاسکو برای من هم، همچون همه انسان های دیگر طاقت فرسا بود، جبرانِ خسران این فاجعه برای جان باختگان و خانواده های آنان امکان پذیر نیست، شاید تنها بشود برای داغداران آرزوی بردباری داشت، امیدوارم دولت و خصوصاً شهرداری لااقل در راستای وظایف حاکمیتی خسارت مالی وارده را جبران نمایند؛ به هر روی چکامه زیر را به شهدا، جان باختگان، بازماندگان آنان و همه تلاش گرانِ فدارکار آتش نشان تقدیم می کنم.

تهران هنوز نخوابیده بیدار می شود
از مادرانه ترین زخم، غمدار می شود

از رنجِ برجِ قدیمی که آتش گرفت و سوخت
آتش نشانِ جوانی که احضار می شود

وقتی که شهر، به اندوه، عادت گرفته بود
یک باره این خبرش صدرِ اخبار می شود

اوضاعِ شهرِ من امروز، بد غمگنانه بود
هرلحظه یک نفر از شهر بیزار می شود

یک مادری که غریبانه فریاد می کشد
یک همسری که همان دم خبردار می شود

هرگوشه درد، پرازاضطرابی به رنگِ دود
آقایِ شهر همان روز پرکار می شود

صدگل برادر مومن که ما خود به خود زدیم
این هم نتیجه ی خوابی که بسیار می شود

درکوچه ها که از انبوهِ ناجورِ جمعیت
راهی اگر به نجاتست دیوار می شود

شایدبرایِ کسی هم مهم یا عجیب نیست
جانی فدای همین کاروکردار می شود

آقا کنار بزن مرگِ من جانِ مادرت
پیروزِ حادثه ها باز آوار می شود

خب عکس هم که نگیری ضرر کرده ای مگر؟
فردا دوباره همین درد تکرار می شود

تهران عجیب پر از اضطرابی کشنده تر
عادت به حادثه ها کرده بی عار می شود

امیرپویارشیدی بهمن 1395


برچسبها: پلاسکو
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم بهمن ۱۳۹۵ساعت 23:1 توسط امیرپویا رشیدی |

برچسب: نویسنده: مبین حبیبی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 20:19

صفحه بندی